«لغت نامه دهخدا»
[بَ گِ رِ تَ] (مص مرکب)ارزش پیدا کردن. (فرهنگ فارسی معین). قیمت گرفتن. پربها شدن. باارزش شدن : مرد بحکمت بها و قیمت گیرد زیّ زنان است ششتری و بهایی. ناصرخسرو. و رجوع به مادهء بعد شود.