«لغت نامه دهخدا»
[بَ نِ تَ] (هزوارش، مص) گریه کردن. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). هزوارش «بهونستن»(1)، پهلوی «گریستن». (حاشیهء برهان قاطع چ معین). (1) - b(a)honestan.