«لغت نامه دهخدا»
[بِ تَ مَ دَ] (مص مرکب)غلبه کردن. فائق شدن : و از وی [ از بلغار ]مقدار بیست هزار مرد سوار بیرون آید که با هرچند که بود از لشکر کافران حرب کنند و بهتر آیند. (حدود العالم). و ایشان [ مردم روس ] با همهء کافران که گرد ایشان است حرب کنند و بهتر آیند. (حدود العالم).