بهروجه

«لغت نامه دهخدا»

[بِ جَ / جِ] (اِ مرکب) بمعنی بهروج که بلور کبود کم قیمت است. (برهان). بهروج. بهروز. بهروزه. (آنندراج). بهروج. (ناظم الاطباء). بهروج. بهروز. (فرهنگ فارسی معین). || کندر هندی را نیز گویند. (برهان). و رجوع به بهروج و بهروز شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر