«لغت نامه دهخدا»
[بِ هَ بَ تَ] (مص مرکب) بهم بستن دو چیز یا زیاده از آن. (آنندراج). || دارا شدن. بهم زدن مالی. سرمایه بهم بستن: پول و پله ای بهم بست. (یادداشت بخط مؤلف).