بی پروا

«لغت نامه دهخدا»

[پَرْ] (ص مرکب) دلیر. شجاع. ناترس :
داد ما آن شوخ بی پروا نداد
بس که بی پرواست داد ما نداد.؟
|| غافل. بی توجه. رجوع به پروا شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر