«لغت نامه دهخدا»
[نِ دَ] (مص مرکب) نهالی را در زمین نشاندن. ریشهء نهالی را در زمین استوار کردن بالیدن را. - بیخ نیکی نشاندن؛ کنایه از نیکی کردن. کار نیک را پایه نهادن : شکر ایزد که دگربار رسیدی ببهار بیخ نیکی بنشان و گل توفیق ببوی. سعدی (از آنندراج).