بی خواست

«لغت نامه دهخدا»

[خوا / خا] (ق مرکب)بی طلب. بدون آنکه خواهند. بی نیت و اراده و قصد قبلی. || ناطلبیده. (غیاث) (آنندراج). بدون اراده. (ناظم الاطباء).
- بی خواست خدا؛ بدون مشیت خدا.
|| بی تلاش. (غیاث) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر