بیرحام

«لغت نامه دهخدا»

[رُ] (ص مرکب) (از: بی + رحام) رحام در لغت عرب بمعنی بیماری است در شکم گوسفند و مؤلف پس از نقل شعر ذیل از ناصرخسرو :
بیرحمی و درشت که از دستبند تو
نه نیک سام رست و نه بدحام بیرحام.
نوشته اند بنظر میرسد که کلمهء رحام در این شعر «زحام» باشد ولی اگر رحام باشد شاید توسعاً بمعنی رنج و بیماری است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر