بی سازی

«لغت نامه دهخدا»

(حامص مرکب) بی اسبابی. (یادداشت مؤلف). بی برگی. نامستعدی. عَزَل. عُزُل. (منتهی الارب) :
سر آن داری امروز که بر ما دو حکیم
کار لوزینه کنی ساخته در بی سازی.
سوزنی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر