بی سایه

«لغت نامه دهخدا»

[یَ / یِ] (ص مرکب) (از: بی + سایه) که سایه ندارد. || سخت شتابان در رفتار :
چنان بی سایه شد چونان بی آزرم
که بر چشمش جهان تاری شد از شرم.
(ویس و رامین).
رجوع به سایه شود. || بی لطف و مهر.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر