بی سرمگی

«لغت نامه دهخدا»

[سُ مَ / مِ] (حامص مرکب)حالت و چگونگی بی سرمه. نداشتن سرمه. اهمال در نکشیدن(1) سرمه به چشم. (ناظم الاطباء). رجوع به سرمه شود.
(1) - کذا در ناظم الاطباء، و «کشیدن» صحیح است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر