بی شهری

«لغت نامه دهخدا»

[شَ] (حامص مرکب) حالت و کیفیت بی شهر. غربت. (یادداشت مؤلف) :
کنون خود دلْش لختی مستمند است
ز تنهایی و بی شهری نژند است.
(ویس و رامین).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر