بی صرفه

«لغت نامه دهخدا»

[صَ فَ / فِ] (ص مرکب) (از: بی + صرفه) بی فایده. (ناظم الاطباء). بی سود. بی نفع. (آنندراج): این جنس بی صرفه است؛ بی سود است. و رجوع به صرفه شود. || بیهوده. || یاوه. بی معنی. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر