«لغت نامه دهخدا»
[لِ] (حامص مرکب) نکبت. بدبختی. بی نصیبی. بداقبالی. (ناظم الاطباء): غصهء بی طالعی بین کز فلک درد هست و نیست تسکین ای دریغ. خاقانی.