بیطره

«لغت نامه دهخدا»

[بَ / بِ طَ رَ] (ع مص) تیمار کردن ستور و میخ زدن به نعل آن: بیطر الدابه فهو بطیر و بیطار و مبیطر. و چه بسا که بَیْطَر هم گویند. (از اقرب الموارد). بیطاری کردن. (منتهی الارب) (المصادر زوزنی). عمل بیطار. (از اقرب الموارد). بجشکی کردن. (دهار).
- علم بیطره؛ دانشی است که دربارهء اسبان از جهت صحت و مرض بحث کند همانگونه که علم پزشکی دربارهء انسان. (از کشف الظنون).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر