بی عملی

«لغت نامه دهخدا»

[عَ مَ] (حامص مرکب) عمل نکردن. به گفتار عمل نکردن. کردار نداشتن :
نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
ملالت علما هم ز علم بی عمل است.حافظ.
و رجوع به علم و رجوع به عمل شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر