بیغال

«لغت نامه دهخدا»

(اِ) (ظ. از: بیغ + آل) (از یادداشت مؤلف). پیغال. (یادداشت مؤلف). نیزه که به عربی رمح خوانند. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (رشیدی) (از اسدی). نیزهء کوتاه. (ناظم الاطباء) :
دریغ آن سر و تن روان یال اوی
هم آن تیر و آن تیغ و بیغال اوی.
(از فرهنگ اسدی).
|| پیکان. || سنان. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر