بی غدر

«لغت نامه دهخدا»

[غَ] (ص مرکب) (از: بی + غدر) بی مکر. بی حیله. بی نیرنگ. دور از غدر و حیله :
صدر دریادل نظام الدین که باشد از قیاس
پیش دریای دل بی غدر تو دریا غدیر.
سوزنی.
رجوع به غدر شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر