بی غرضی

«لغت نامه دهخدا»

[غَ رَ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی غرض. بی طمعی. خلوص. صداقت. (ناظم الاطباء). || عدالت. عدم دشمنی و قصد بد :
صانع قادر دگر ز بی غرضی
گنبد گردان زرنگار کند.ناصرخسرو.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر