«لغت نامه دهخدا»
[غَ / غِ رَ] (حامص مرکب)حالت و کیفیت بی غیرت. بی ناموسی. بی شرفی. بی حیایی. بی دردی. بی عاری. که رشگن نبود بر ناموس خود. رکاکت. بی رگی : لیکن بحساب کاردانی بی غیرتی است بی زبانی.نظامی. رجوع به غیرت و بی غیرت شود.