بی کلهی

«لغت نامه دهخدا»

[کُ لَ] (حامص مرکب)بی کلاهی. سربرهنگی. || کنایه از ناداری منصب و مقام و مال و منال است :
چه غم ز بی کلهی کآسمان کلاه من است
زمین بساط و در و دشت بارگاه من است.
حافظ.
رجوع به کُله شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر