بی گذر

«لغت نامه دهخدا»

[گُ ذَ] (ص مرکب) (از: بی + گذر) بی مجرایی که از آن بگذرد. بدون شاهراه که جهتی معین برای گذشتن ندارد. || بی گذار. بی گدار :
دارد بجود و مردمی آن عالم سخا
مانند بحر بی گذر و بی کنار دل.سوزنی.
رجوع به گذر شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر