بی گوهر

«لغت نامه دهخدا»

[گَ / گُو هَ] (ص مرکب) (از: بی + گوهر) بی اصل. نانجیب. بدگهر. بی پدر و مادر. (یادداشت مؤلف). مقابل نژاده :
بی گوهر گوهری ز گوهر نشود
سگ را سگی از قِلاده کمتر نشود.سنایی.
سروری را اصل و گوهر برترین سرمایه است
مردم بی اصل و بی گوهر نیابد سروری.
سوزنی.
رجوع به گوهر شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر