«لغت نامه دهخدا»
[یَ جی دَ] (مص) انجیدن. بیختن. || اسیر شدن و گرفتار شدن و درمانده و بیچاره شدن. || بی صبر و بی تحمل شدن. (ناظم الاطباء).