بی ندیم

«لغت نامه دهخدا»

[نَ] (ص مرکب) (از: بی + ندیم) تنها. بی همدم. بی یار : بر بستر خاک بی ندیم و همراز و خود خداوند کشور و امیر لشکر بود. (ترجمهء تاریخ یمینی ص442). و رجوع به ندیم شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر