«لغت نامه دهخدا»
[نَ / نِ] (ص مرکب) (از: بی + نشاط) کسل. بیحال و پژمرده : بوسهل گفت بی نشاطی کاری نیفتاده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 604). و رجوع به نشاط شود.