بیهوش کردن

«لغت نامه دهخدا»

[کَ دَ] (مص مرکب) با دارو اغماء آوردن. (یادداشت مؤلف). بواسطهء داروی بیهوشی شخص را مدهوش کردن. (ناظم الاطباء): اصعاق؛ بیهوش کردن. (منتهی الارب). رجوع به بیهش کردن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر