«لغت نامه دهخدا»
[جَ] (ص مرکب) عفیف. معصوم. عفیفه. معصومه : زانکه عادت کرده بود آن پاک جیب در هزیمت رخت بردن سوی غیب.مولوی. پاک چشم. [چَ] (ص مرکب) که به ریبت در نامحرمان و محارم دیگران نبیند.