«لغت نامه دهخدا»
[بَ / بِ] (اِ مرکب) پس آب، مقابل سرآبه : این پایان آبهء دنیاست که بشما رسید بدین خوشی تا سرآبه اش چگونه باشد. (کتاب المعارف). پایان بین. (نف مرکب) عاقبت بین. عاقبت نگر. عاقبت اندیش : هر که پایان بین تر او مسعودتر.مولوی. پایان بینی. (حامص مرکب)عاقبت اندیشی. عاقبت بینی : امرش آمد کاتّباع نوح کن ترک پایان بینی مشروح کن.مولوی. پایان پذیر. [پَ] (نف مرکب) خاتمه پذیر. تمام شدنی.