پجول

«لغت نامه دهخدا»

[پُ] (اِ) بجول. پژول. بژول. شتالنگ. اشتالنگ. کعب. قاب. غاب :
نه اقعس سرون و نه نقرس دو پا
نه اکفس پجول و نه شم ز استر.
ابوعلی الیاس (از فرهنگ اسدی)(1).
پجیو.
[پَ جی] (اِ) اشتغال به امری است که غرض از آن اعتقاد بهم رسانیدن مردم باشد به کسی و آنرا سالوسی و ریا خوانند. (برهان).
(1) - این بیت در بعض نسخ فرهنگ اسدی به هیأت ذیل آمده است:
نه اقمس سرون و نه نقرس دو پا
نه اکمس پژول و نه نر ماستر
و نیز:
نه اقعس سرون و نه هول [ ؟ ] دو پا
نه اکفس پچول و نه شم ز استر [ کذا ]
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر