«لغت نامه دهخدا»
[پَ زَ / زِ] (اِ مرکب) کنایه از مدت اندک باشد: این پنج روزه مدت ایام آدمی آزار مردمان نکند جز مغفلی.سعدی. ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روزه دریابی.سعدی. -امثال:طهر کسی پنج روزه نوبت اوست.ظ - پنج روزهء دنیا؛ کنایه است از مدت عمر.