پنیر مایه

«لغت نامه دهخدا»

[پَ یَ / یِ] (اِ مرکب)(1) چیزی است در شیردان بره و بزیچهء نوزاد و امثال آن پیش از آنکه جز شیر خورده نباشد و آن را برای کلچانیدن شیر بکار برند تا پنیر شود و در بعض لغت نامه ها آمده است: چیزی است زردرنگ که از شکم برّه و بزغالهء شیرخواره برآید و آن را بر پارهء پشم بردارند پس سطبر و خشک گردد مانند پنیر. و نیز روده و یا شکنبهء خشک کردهء بچهء مذبوح گوسفند و میش و گاو و گاومیش که هنوز چیزی جز شیر نخورده باشد که در شیر زنند تا بسته شود. مِنفِحه. مِنفَحه. اِنفَحه. (ذخیرهء خوارزمشاهی). فُرش. مایه. ینق. مایه پنیر. || پنیرمایهء خرس؛ اِنفحه الدّب. || پنیرمایهء خرگوش؛ انفحه الارنب.
.
(فرانسوی)
(1) - Presure
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر