پوشنجه

«لغت نامه دهخدا»

[شَ جَ / جِ] (ص نسبی)منسوب به پوشنج (پوشنگ). بوشنجه:
نوشم قدح نبید پوشنجه
هنگام صبوح و ساقیان رنجه.منوچهری.
ط پوشنده.
[شَ دَ / دِ] (نف) آنکه چیزی بر تن یا بر چیز دیگر پوشد. آنکه پوشد. ||آنکه مستور دارد. آنکه مخفی کند. آنکه کتمان کند. ساتر. ساتره. کاتم. کاتمه(1):
بر فضل تست تکیهء امیدوار از آنک
پاشندهء عطائی و پوشندهء خطا.خاقانی.
ط ||بسیارپوشنده. ستار.
(1) - Qui cache. Qui couvre.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر