پی و پخش

«لغت نامه دهخدا»

[پَ / پِ یُ پَ] (اِ مرکب) پی و تاو. تاب و طاقت. تاب و توان(1) :
بدین رخش ماند همی رخش اوی
ولیکن ندارد پی و پخش اوی.
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج2 ص498).
(1) - رجوع بفهرست ولف شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر