پیوند گرفتن

«لغت نامه دهخدا»

[پَ / پِ وَ گِ رِ تَ] (مص مرکب) متصل شدن. اتصال یافتن :
دیگر نرود به هیچ مطلوب
خاطر که گرفت با تو پیوند.سعدی.
|| جوش خوردن استخوان و جز آن. || بهم پیوسته شدن قطعات شکستهء ظرف بلورین یا چینی و جز آن :
زخم شمشیر غمت را ننهم مرهم کس
طشت زرینم و پیوند نگیرم به سریش.
سعدی.
|| پیوند خورده شدن درخت یا گیاه و جز آن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر