«لغت نامه دهخدا»
[زَ دَ] (مص مرکب) چپاول و غارت کردن. کلمهء تاراج در قدیم گاهی با زدن صرف میشده است : و مالهای ایشان جمله تاراج زد. (فارسنامهء ابن بلخی). اگر مزدک خزانهء تو تاراج زند منع نتوانی کردن چون متابع رای او شدی. (فارسنامهء ابن بلخی ص 87). رجوع به تاراج شود.