تحویز

«لغت نامه دهخدا»

[تَحْ] (ع مص) اشتر به آب بردن. (تاج المصادر بیهقی). به نرمی و سبکی راندن اشتران را سوی آب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): حَوَّزَ الابلَ تحویزاً؛ وجهها الی الماء لیله الحوز. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || در حوزهء چیزی آوردن چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر