«لغت نامه دهخدا»
[تَ حَیْ یُ] (ع مص) دوشیدن ناقه را در وقت معین. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). قرار دادن وقتی در تمام شب و روز برای دوشیدن شیر از ناقه. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). تحیین. (اقرب الموارد). || هنگام جستن. (زوزنی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مترصد شدن طفیلی وقت طعام. یقال: هو یتحین طعام الناس. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || مترصد وقت غفلت بودن. || محروم شدن از توفیق و رشاد. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). یقال: حینه الله فتحین. (قطر المحیط). || هلاک گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).