تخته مشق

«لغت نامه دهخدا»

[تَ تَ / تِ مَ] (اِ مرکب) تختهء مشق. لوحی که کودکان بر روی آن مشق خط کنند. (ناظم الاطباء). بی اضافت و با اضافت، تختهء تعلیم. (آنندراج). || هر چیزی که بسیار به استعمال آید. (از آنندراج) :
لوح دلی که آینهء راز عالم است
حیف است حیف، تختهء مشق هوس کنی.
صائب (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر