تخمکاری

«لغت نامه دهخدا»

[تُ] (حامص مرکب) کاشتن تخم. تخم کاشتن. زراعت. تخم افشانی. برزگری :
کس بر این تخمه آفرین نکند
تخمکاری در این زمین نکند.نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر