«لغت نامه دهخدا»
[تَ یَ] (ع مص) خون آلود کردن کسی را. (شرح قاموس) (ناظم الاطباء). بیرون آمدن خون از زخم. (از اقرب الموارد). خارج کردن خون از کسی بضربه. (از متن اللغه). || آسان گردانیدن ازبرای کسی راهی. (شرح قاموس). آسان کردن راه را برای کسی. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از ناظم الاطباء). || راه دادن کسی را. (از ناظم الاطباء). راه قرار دادن برای کسی. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || نزدیک گردانیدن برای کسی. ظاهر شدن برای کسی. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از شرح قاموس) (از ناظم الاطباء). || بلاعوض کسی را از مال خود دادن.(1) (ناظم الاطباء). || فربه ساختن شبان ماشیه را بچرا. (از متن اللغه). (1) - منتهی الارب این معانی را در تدمیم (دمّیته تدمیماً) آورده و بدون شک تصحیفی روی داده است.