تراشکاری

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (حامص مرکب) عمل تراشکار، چون خواهند ابزاری سازند و یا قطعهء فرسودهء ماشینی را عوض کنند قطعهء آهن یا پولادی را در ماشین های مخصوصی قرار دهند و با دقت کافی و تراشیدن آن قطعه از آهن و پولاد ابزار مورد نظر را سازند. رجوع به تراشکار شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر