ترحاب

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (ع مص) دعای نیک و خوش. (از اقرب الموارد) (از المنجد): الدعاء الی الرحب. (اقرب الموارد). مرحبا گفتن. (ناظم الاطباء) : من نیز بدین بشارت استبشار نمودم و مقدم او را به ترحاب و اهتراز جواب دادم. (سندبادنامه ص20). از بادرات افادات سردش «مبرد» بترحاب خود را خنک گوید. (درهء نادره چ شهیدی ص63).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر