لغت نامه دهخدا

کلمه
اطرش
اطرش
اطرش
اطرط
اطرطه
اطرغشاش
اطرغلات
اطرغمام
اطرف
اطرق
اطرق
اطرقا
اطرقاء
اطرقه
اطرماله
اطرمساس
اطرنوس
اطروان
اطروان
اطروبه
اطروحه
اطروخیا
اطروش
اطروش
اطروش
اطروش
اطروش
اطروش داعی
اطروغیا
اطروغیا
<صفحه 1246>