لغت نامه دهخدا

کلمه
اژکن
اژکهان
اژکهن
اژگان
اژگن
اژگیل
اژگین
اژن
اژن
اژند
اژن د ساووا کارینیان
اژنده
اژندیدن
اژنگ
اژنه
اژنهار
اژنی
اژنی
اژنیان
اژنیوس
اژه
اژه
اژه
اژه
اژهان
اژهراک
اژهن
اژی
اژیاس
اژیاس
<صفحه 962>