لغت نامه دهخدا

کلمه
استجواء
استجواب
استجه
استجهال
استحاء
استحاثه
استحار
استحاره
استحاضه
استحاف
استحاله
استحاله پذیری
استحباب
استحباباً
استحثاء
استحثاث
استحجاء
استحجاب
استحجار
استحداث
استحداد
استحذاء
استحذام
استحرار
استحرام
استحسار
استحسان
استحساناً
استحسانی
استحشاش
<صفحه 994>