«لغت نامه دهخدا»
[اَ کِ شِ کَ / شِکْ کَ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) اشک شادی. گریهء شادی. (مؤیدالفضلا) (شرفنامهء منیری). اشک گلگون. (فرهنگ ضیاء) : بس اشک شکرین که فروریزم از نیاز بس آه عنبرین که بعمدا برآورم.خاقانی. و رجوع به اشک شادی و اشک طرب و اشک شیرین و اشک شکری شود.