«لغت نامه دهخدا»
[اِ کَ نَ / نِ تَ] (مص مرکب) ترید کردن. تهیه کردن اشکنه. تَرَبّض. (منتهی الارب): ربک الثرید؛ نیکو ساخت اشکنه را. (منتهی الارب) و رجوع به اشکنه کردن شود.