«لغت نامه دهخدا»
[اَ بِ صُفْ فَ] (اِخ)اصحاب الصفه. مهمانان اسلام بودند که در صفهء مسجد نبی (ص) شب میگذاردند و آن سایه پوشی بود پیش مسجد. و هجویری ذیل عنوان باب ذکر اهل الصفه آرد: بدان که امت کثرهم الله مجتمع اند بر آنک پیغمبر را (ع) گروهی بوده اند از صحابه (رض) که اندر مسجد وی ملازم بودند و مهیا مر عبادت را و دست از دنیا بداشته بودند و از کسب اعراض کرده بودند و خدای عزوجل ازبرای ایشان را با پیغمبر (ع) عتاب کرد عز من قائل: و لاتطرد الذین یدعون ربهم بالغداه و العشی الاَیه. (قرآن 6/52). و کتاب خدای عزوجل به فضایل ایشان ناطقست و پیغمبر را اندر مناقب ایشان اخبار بسیار که به ما رسیده است اندر ذکر ایشان رضی الله عنهم اجمعین و ما طرفی اندر مقدمهء این کتاب بگفته ایم. ابن عباس (رض) روایت کند از پیغمبر: وقف رسول الله صلی اللهعلیه وسلم علی اصحاب الصفه فرأی فقرهم و جهدهم و طیب قلوبهم فقال ابشروا یا اصحاب الصفه فمن بقی من امتی علی النعت الذی انتم علیه راضیاً بما فیه فانّه من رفقائی فی الجنه؛ معنی این خبر آن بود کی چون پیغمبر (ع) بر ایشان برگذشت و مر ایشان را بدید بایستاد و خرمی دل ایشان اندر فقر و مجاهدت بدید گفت بشارت مر شما را و آنک از پس شما بیایند بصفت شما و اندر فقر خود راضی باشند ایشان نیز از رفیقان منند اندر بهشت. عددهم: از ایشان یکی منادی حضرت جبار و گزیدهء محمد مختار بلال بن رباح (رض) و دیگر دوست خداوند داور و محرم احوال پیغامبر ابوعبدالله سلمان الفارسی (رض) و دیگر سرهنگ مهاجر و انصار و متوجه خداوند غفار ابوعبیده عامربن عبدالله بن الجراح (رض) و دیگر گزیدهء اصحاب و زینت ارباب ابوالیقظان عماربن یاسر (رض) و دیگر گنج علم و خزینهء حلم ابومسعود عبدالله بن مسعود الهذلی (رض) و دیگر متمسک درگاه حرمت و پاک از عیب و آفت عتبه بن مسعود برادر عبدالله (رض) و دیگر سالک طریق عزلت و معرض از عصایب زلت المقدادبن الاسود (رض) و دیگر راعی مقام تقوی و راضی به بلا و بلوی خباب بن الارت (رض) و دیگر قاصد درگاه رضا و طالب لقا اندر بقا صهیب بن سنان (رض) و دیگر درج سعادت و بحر قناعت عتبه بن غزوان (رض) و دیگر برادر فاروق و معرض از کونین و مخلوق زیدبن الخطاب (رض) و دیگر خداوند مجاهدات اندر طلب مشاهدات ابوکبشه مولی پیغمبر (رض) و دیگر عزیز تائب و از کل خلق به حق آئب ابوالمرثد کنازبن حصین الغنوی (رض) و دیگر عامر طریق تواضع و سپرندهء محجهء تقاطع سالم مولی حذیفه الیمانی (رض) و دیگر خایف از عقوبت و هارب از طریق مخالفت عکاشه بن المحصن (رض) و دیگر زَینِ مهاجر و انصار و سید بنی قار مسعودبن ربیع القاری (رض) و دیگر حافظ انفاس پیغمبر و مر جمله خیرات را در، عبدالله بن عمر (رض) و دیگر اندر زهد مانندهء عیسی و اندر شوق بدرجهء موسی ابوذر جندب بن جناد�� (رض) و دیگر اندر استقامت مقیم و اندر متابعت مستقیم صفوان بن بیضا (رض) و دیگر صاحب همت و خالی از تهمت ابودردا عویمربن عامر (رض) و دیگر مر کیمیاء دین را شرف و مر دُرّ توکل را صدف عبدالله بن بدر الجهنی (رض) و دیگر متعلق درگاه رجا و گزیدهء رسول پادشا ابولبابه بن عبدالمنذر (رض). اگر جمله ایشان را یاد کنم دراز گردد و شیخ ابوعبدالرحمن محمد بن حسین السلمی (رض) کی نقال طریقت و کلام مشایخ بودست تاریخی کردست مر اهل صفه را مفرد و مناقب و فضایل و اسامی و کنی بیاورده اما مسطح بن اثاثه بن عباد را ازجملهء ایشان گفتست و من بدل ورا دوست ندارم کی ابتداء افک ام المؤمنین عایشه (رض) وی کرده بود اما ابوهریره و ثوبان و معاذبن الحارث و سائب بن الخلاد و ثابت بن الودیعه و ابوعبیس عویم بن ساعد و سالم بن عمیربن ثابت و ابوالیسر کعب بن عمر و وهب بن معقل و عبدالله بن انیس و حجاج بن عمرو الاسلمی رضوان الله علیهم اجمعین ازجملهء ایشان بوده اند گاه گاه بسببی تعلق کردندی اما جمله اندر یک درجه بوده اند. (کشف المحجوب چ ژوکوفسکی صص 97 - 99). و رجوع به لغات تاریخیه و جغرافیهء ترکی ج 1 ص185 شود.